اعمال رسولان 3:2
ناگاه مردی را که لنگ مادرزاد بود میبردند که او را هرروزه بر آن در هیکل که جمیل نام داردمی گذاشتند تا از روندگان به هیکل صدقه بخواهد.
ترجمه قدیم
In The King James Version
In Context
1و در ساعت نهم، وقت نماز، پطرس و یوحنا با هم به هیکل میرفتند.
3آن شخص چون پطرس و یوحنا رادید که میخواهند به هیکل داخل شوند، صدقه خواست.
Cross References
Luke 18:35و چون نزدیک اریحا رسید، کوری بجهت گدایی بر سر راه نشسته بود.
John 9:8پس همسایگان و کسانی که او را پیش از آن در حالت کوری دیده بودند، گفتند: «آیا این آن نیست که مینشست و گدایی میکرد؟»
Acts 10:4آنگاه او بر وی نیک نگریسته و ترسان گشته، گفت: «چیستای خداوند؟» به وی گفت: «دعاها و صدقات تو بجهت یادگاری به نزد خدا برآمد.
Acts 14:8و در لستره مردی نشسته بود که پایهایش بیحرکت بود و از شکم مادر، لنگ متولد شده، هرگز راه نرفته بود.