مَرقُس 9:6
از آنرو که نمی دانست چه بگوید، چونکه هراسان بودند.
ترجمه قدیم
In The King James Version
For he wist not what to say; for they were sore afraid.
In Context
7ناگاه ابری بر ایشان سایه انداخت و آوازی از ابردررسید که «این است پسر حبیب من، از اوبشنوید.»
Cross References
Daniel 10:15و چون اینگونه سخنان را به من گفته بود به روی خود بر زمین افتاده، گنگ شدم.
Revelation 1:17و چون او را دیدم، مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده، گفت: «ترسان مباش! من هستم اول و آخر و زنده؛