حِزِقیال 37:7
پس من چنانکه مامور شدم نبوت کردم. و چون نبوت نمودم، آوازی مسموع گردید. و اینک تزلزلی واقع شد و استخوانها به یکدیگر یعنی هر استخوانی به استخوانش نزدیک شد.
ترجمه قدیم
In The King James Version
In Context
8و نگریستم و اینک پیهها و گوشت به آنها برآمد و پوست آنها را از بالا پوشانید. امادر آنها روح نبود.
Cross References
Jeremiah 13:5پس رفتم و آن را در فرات برحسب آنچه خداوند به من فرموده بود پنهان کردم.
Ezekiel 12:7پس به نهجی که مامور شدم، عمل نمودم واسباب خود را مثل اسباب جلای وطن در وقت روز بیرون آوردم. و شبانگاه شکافی برای خود بهدست خویش در دیوار کردم و آن را در تاریکی بیرون برده، به حضور ایشان بر دوش برداشتم.
Acts 2:37چون شنیدند دلریش گشته، به پطرس وسایر رسولان گفتند: «ای برادران چه کنیم؟»
Acts 5:20«بروید و در هیکل ایستاده، تمام سخنهای این حیات را به مردم بگویید.