لوقا 18:2
پس گفت که «در شهری داوری بود که نه ترس از خدا و نه باکی از انسان میداشت.
ترجمه قدیم
In The King James Version
Saying, There was in a city a judge, which feared not God, neither regarded man:
In Context
1و برای ایشان نیز مثلی آورد در اینکه می باید همیشه دعا کرد و کاهلی نورزید.
3ودر همان شهر بیوهزنی بود که پیش وی آمده میگفت، داد مرا از دشمنم بگیر.
Cross References
2 Chronicles 19:3لیکن در تو اعمال نیکو یافت شده است چونکه اشیرهها را از زمین دور کرده، و دل خود را به طلب خدا تصمیم نمودهای.»
Psalms 8:1ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تودر تمامی زمین، که جلال خود را فوق آسمانها گذاردهای!
Isaiah 33:8شاهراههاویران میشود و راه گذریان تلف میگردند. عهدرا شکسته است و شهرها را خوار نموده، به مردمان اعتنا نکرده است.
Ezekiel 22:6اینک سروران اسرائیل، هر کس به قدر قوت خویش مرتکب خونریزی در میان تومی بودند.
Luke 18:4و تا مدتی به وی اعتناننمود ولکن بعد از آن با خود گفت هرچند از خدا نمی ترسم و از مردم باکی ندارم،