مزامیر 32:3
هنگامی که خاموش میبودم، استخوانهایم پوسیده میشد از نعرهای که تمامی روزمی زدم.
ترجمه قدیم
In The King James Version
When I kept silence, my bones waxed old through my roaring all the day long.
In Context
2خوشابحال کسیکه خداوند به وی جرمی درحساب نیاورد. و در روح او حیلهای نمی باشد.
4چونکه دست تو روز و شب بر من سنگین میبود. رطوبتم به خشکی تابستان مبدل گردید، سلاه.
Cross References
Genesis 3:8و آواز خداوند خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید، و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند.
2 Samuel 11:27وچون ایام ماتم گذشت، داود فرستاده، او را به خانه خود آورد و او زن وی شد، و برایش پسری زایید، اما کاری که داود کرده بود، در نظر خداوندناپسند آمد.
Job 3:24زیرا که ناله من، پیش از خوراکم میآید و نعره من، مثل آب ریخته میشود،
Job 30:30پوست من سیاه گشته، از من میریزد، واستخوانهایم از حرارت سوخته گردیده است.
Psalms 22:1ای خدای من، ای خدای من، چرا مراترک کردهای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟
Psalms 38:3در جسد من بهسبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم بهسبب خطای خودم سلامتی نی.