مزامیر 77:3
خدا را یاد میکنم و پریشان میشوم. تفکر مینمایم و روح من متحیر میگردد، سلاه.
ترجمه قدیم
In The King James Version
I remembered God, and was troubled: I complained, and my spirit was overwhelmed. Selah.
In Context
2در روز تنگی خود خداوند را طلب کردم. در شب، دست من دراز شده، بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت.
4چشمانم را بیدار میداشتی. بیتاب میشدم وسخن نمی توانستم گفت.
Cross References
Job 6:4زیرا تیرهای قادرمطلق در اندرون من است. و روح من زهر آنها را میآشامد، و ترسهای خدا بر من صف آرایی میکند.
Job 15:11آیا تسلی های خدابرای تو کم است و کلام ملایم با تو؟
Job 31:23زیرا که هلاکت از خدا برای من ترس میبود و بهسبب کبریایی او توانایی نداشتم.
Psalms 42:11ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشتهای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت، که نجات روی من و خدای من است.
Psalms 50:15پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو راخلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.»
Psalms 61:2از اقصای جهان تو راخواهم خواند، هنگامی که دلم بیهوش میشود، مرا به صخرهای که از من بلندتر است هدایت نما.